العلامة الحلي ( مترجم : سلطان حسين استرآبادى )
مقدمهء مصحح 13
الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى )
فلسفه در جهان اسلام و ضرورت برگزارى همايش قرطبه و اصفهان به نام خداوند جان و خرد * كزين برتر انديشه برنگذرد مردم ايرانزمين از دير زمان به مباحث فلسفى و عقلى توجّه داشته و به عقل و خرد ارج مىنهادهاند . كتابهايى كه به زبان فارسى ميانه يعنى زبان پهلوى يا پهلوانى براى ما باقى مانده و در آنها مسائل و مباحث انسانشناسى و خداشناسى و جهانشناسى مطرح گشته همچون دينكرت و بندهشن و شكند گمانيگ ويچار نمودار و نمونهاى از سنّت به كار بردن عقل و سود جستن از خرد است . توجّه به علم و دانش و عنايت به عقل و خرد كه در نهاد نياكان ما سرشته شده بود گاهگاه به وسيلهء مورّخان و نويسندگان اسلامى مورد ستايش قرار گرفته بهويژه آنكه آنان مىكوشيدهاند كه سرمايههاى معنوى و دستاوردهاى علمى خود را تا آنجا كه توان دارند نگاه دارند و به آيندگان خود بسپارند . مسعودى مورّخ بزرگ اسلامى در كتاب التنبيه و الإشراف خود مىگويد من در شهر اصطخر از سرزمين فارس در سال 303 نزد يكى از بيوتات كهن ايرانى كتابى بزرگ ديدم كه دربردارندهء علوم فراوانى از سرمايههاى علمى آنان بود . او در ادامهء سخن خود گويد : ايرانيان سزاوارترين قومى هستند كه بايد از آنان علم آموخت هرچند كه با گذشت زمان و حوادث روزگار اخبار آنان كهنه گرديده و مناقبشان به باد فراموشى سپرده